
نازنینا... شاید در قصه ها و کتاب ها پایبند ماندن به عشقی که تورا نمیخواهد به طور عجیبی هیجان انگیز باشد... اما... باور کن مرا تا روحِ جان همچون خوره ای میخورد! ...
ادامه مطلب
سکوت میکنم... میخواهم صدایت را از خاطراتم بیرون بکشم... چه آوایی دارد... حرف که میزنی انگار هایده ای در صدایت راه میرود با من حرف بزن می خواهم صدایت را بشنوم حرف که میزنی خیره میشوم به لبت یک باره عاشق ادبیات میشوم عاشق کلمات عاشق فعل عاشق... دلم برایت پر میکشد خنده هایت زلزله ایست بر روی غم هایم... میخواهم دستانت را بگیرم و بگویم × ساناز دوستت دارم×...
ادامه مطلب